بنام خدا
اگر کمی اهل تلویزیون و دیدن فیلمها و سریالهای به نمایش در آمده توسط صدا و سیما باشید به طور یقین حداقل چند قسمت از سریال "روزگار قریب "را به نظاره نشسته اید،سریالی که جنبه سرگرم کنندگی اش در میان دیگر نکات برجسته و آموزنده آن اصلا به چشم نیامده و در درجه چندم اهمیت قرار می گیرد.در این آشفته بازار پخش سریالهای بی محتوا و کلیشه ای و متکی بر عشق های زمینی در تلویزیون که صرفا القاء عقاید به مخاطب و نوعی رفع مسوولیت به حساب می آید،ساخت و نمایش روزگار قریب دل مردم فرهنگ دوست و ادیب جامعه ایرانی، نسبت به عملکرد ضعیف رسانه ملی در برنامه ریزی و ساخت سریالهای ماندگاری از این دست را ، کمی امیدوارتر کرده و از این باب باید به مدیران صدا و سیما به سبب حمایت از چنین پروژه هایی،الحق والانصاف دست مریزاد گفت. سریال روزگار قریب به سرگذشت زندگی "دکتر محمد قریب "،پزشکی که می توان وی را بنیانگذار طب جدید اطفال و کودکان دانست ،اختصاص دارد. یکی از خصوصیات بارز و مثبت این سریال استناد به تحقیقات نسبتا جامع و کامل در مورد شخصیت دکتر محمد قریب می باشد که با توجه به وجود فرزندان و خیل کثیری از شاگردان ایشان ،شمایی کلی و بیوگرافی حقیقی را رقم زده است.البته نقش آفرینی بی عیب و نقص بازیگران حرفه ای و غیر حرفه ای این سریال ،علی الخصوص "مهدی هاشمی " ، که با تغییر ماهیت به " دکتر محمد قریب " ، عملا ماندگار ترین نقش خود را نه بازی ، بلکه تفهیم کرد نیز، از دیگر موارد قابل تامل در این مجموعه است که در سایه افکار هنرمند شناخته شده و صاحب سبکی مثل "کیانوش عیاری " ملموس تر به نظر می آید.جدا از ویژگی های هنری سریال ، شخصیت و تفکرات واقعی زندگی دکتر قریب و خصایصی از قبیل خانواده دوستی ، کمک به هم نوع ،دل رحمی ، پیگیر کار بیماران بودن و توجه صرف نداشتن به مسایل مادی ،می تواند الگو یی حقیقی ، و نه افسانه ،که زیاد هم از زمان حال ما دور نیست باشد. الگویی از منظر انسانی و اخلاقی برای ما و از لحاظ اهتمام نداشتن به مادیات ، برای جامعه پزشکی کشورمان ، که در این چند سال اخیر درصد بیشماری از آنان ، بیماران را باند پیچی شده از پول و اسکناس می بینند.
امید است که روح بلند دکتر محمد قریب در کنار ذات پاک حق تعالی ماوی گیرد و بیش از پیش روزی خور آستان جانان خداوندی باشد.روحش شاد و یادش تا ابد در اذهان باقی باد.
بنام خدا
مقارن ساعت ۹:۳۰ روز شنبه استاد طاهره صفازاده مترجم برجسته قرآن و استاد ادبیات در بیمارستان ایرانمهر دیده از جهان فرو بست.در کارنامه علمی ایشان علاوه بر ریاست دانشگاه شهید بهشتی انتشار ۱۲ کتاب شعر و عنوان برترین زن ادیب مسلمان در سال 2005 از سوی نویسندگان آفریقایی و آسیایی نیز به چشم می خورد.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
بنام خدا
جدا از گرایشات سیاسی مردم در کشورمان ،اگر کمی اهل مطالعه و حداقل خواندن جراید یا نگاه کردن به تیتر روزنامه ها باشید به وضعیت اسفناک و تاسفبار روزنامه ایران پی برده و معترف خواهید شد.در این بین می توان به تعصبات کور کورانه و بزرگ جلوه دادن دستاوردهای دولت و همینطور تهمت و افتراء، به کارشناسان و نخبگان سیاسی به جهت انتقاد از سیاستهای دولت در عرصه های مختلف و استفاده ابزاری از اشخاص معلوم الحالی نظیر سلیمی نمین و هادوی اشاره نمود.
در این بین و از باب روشن شدن اذهان عمومی ذکر چند نکته ضروری به نظر میرسد: 1-مطلب منتشر شده در ستون "دیگه چه خبر" روزنامه ایران در روز سه شنبه ،30 مهرماه و نظر سنجی از خوانندگان آن درباره برگزاری دادگاه علنی آقای دکتر جاسبی ،هر شخصی که کمترین اطلاعاتی از نحوه نظر سنجی های قابل استناد ، که می تواند بصورت میدانی ،اینترنتی ،پیامک و... انجام شود ، داشته باشد متوجه غیر واقعی و غرض ورزانه بودن این آمار و ارقام می گردد مهمترین مطلب در یک نظر سنجی تعیین جامعه آماری برای آن است که در مورد اخیر چنین چیزی دیده نشده و صرفا عنوان "خوانندگان روزنامه" نمی تواند آمار و ارقام آنرا توجیه نماید. البته من به شخصه معتقدم که چنین نظر سنجی اصلا صورت نگرفته است. 2-مطلب نوشته شده به تاریخ 27 مهرماه در صفحه پنجم روزنامه ایران،مبنی بر "درخواست صد تشکل دانشجویی از رییس قوه قضاییه به جهت برگزاری دادگاه علنی آقای جاسبی" ،اینکه روزنامه ای به جهت تشویش اذهان عمومی و علی الخصوص دانشجویان به چاپ مواردی از این دست اقدام می کند ،تنها حکایت از غرض ورزی شخصی و حسادت نسبت به مجموعه دانشگاه آزاد و شخص آقای جاسبی از طرف گردانندگان پشت پرده این بازی کثیف دارد. همگان بدین مساله اذعان دارند که بالاخره در هر مجموعه آموزشی و مدیریت موجود در آن نقطه ضعفهایی وجود دارد و کسی منکر آن نیست مگر دانشگاههای سراسری که پنج تا هفت برابر شهریه دانشکاه آزاد از دولت برای هر دانشجو بودجه دریافت می کنند ،به اندازه همان بودجه به دانشجویان امکانات می دهند پر واضح است که امکانات و خروجیهای دانشگاههای دولتی مطلوب به نظر نمی رسد و کسانی که مدعی دلسوزی برای مردم هستند بجای شعارهای عوامفریبانه و فاقد منطق باید نگاهی به بودجه سرانه دانشجویی انداخته و بیشتر به فکر تقلیل آن باشند تا دخالت در امور موسسات غیر دولتی نظیر دانشگاه آزاد اسلامی. بر همین اساس عنوان تشکلهای دانشجویی که در روزنامه ایران قید گردیده به جهت اینکه اسامی به صورت کلی عنوان گردیده صرفا فاقد وجاهت قانونی بوده و در ادامه برنامه ریزی های هدفمند به جهت تخریب مدیریت دانشگاه آزاد صورت می پذیرد. 3-مطلب چاپ شده به تاریخ یکم آبان ماه در صفحه پنجم روزنامه ایران، مبنی بر اظهار نظر اشخاص مجهول الهویه و ناشناسی مثل علیرضا زاهدی ، محمد محمدی مسعودی و مجید مجیری که به مانند اسلاف و بزرگان خود در تلاش و سعی به جهت بزرگ جلوه دادن و مطرح کردن خود در هیبت و قالب ورژنی جدید از سلیمی می باشند. افرادی که با نام تشکلهای دانشجویی جملات دیکته شده دیگران را بر زبان رانده و خویشتن خویش را ملعبه ای در دستان حسودان قرار داده اند ، غافل از این که در نهایت نتیجه این اعمال ناآگاهانه و نا صواب آنان، چیزی جز تخریب نظام آموزشی کشور را در پی نخواهد داشت و گناه آن در کارنامه اعمال ایشان ثبت و ضبط خواهد شد. 4-متن نگاشته شده به تاریخ بیست و چهارم مهرماه در صفحه پنجم روزنامه ایران مبتنی بر" اظهارات سلیمی نمین درباره دکتر جاسبی و مسایل مربوط به هادوی" ،در این باب ذکر چند نکته ضروری می نماید. اولا ادعای سلیمی نمین درباره قانونی نبودن مدیریت آقای جاسبی بر دانشگاه آزاد بعد از سال 64 ،چیزی جز توهم و خیالات ناشی از افکار مسموم وی نبوده و محض اطلاع ایشان و روشن شدن اذهان ملت شریف عرض کنم که ریاست دانشگاه آزاد و هر ارگان و نهاد غیر دولتی و غیر انتفاعی به جهت رسمیت پیدا کردن، مستلزم تایید و یا رد صلاحیت از طرف دولت و منسوبین آن نبوده و نامه نگاریهای موجود بین وزارت علوم و موسسات غیر دولتی صرفا جهت اطلاع رسانی می باشد.اصولا موسسات غیر دولتی که هیات امنایی اداره شده و انتخاب ریاست آن بعهده هیات امنا می باشد ،تکلیفی در انتخاب مدیریتهای مجموعه تابعه خود در راستای سیاستها و نظرات دولت ندارد. ثانیا در مورد مدرک آقای کردان ،در جایی که خود ایشان از جعلی بودن مدرکشان اطلاع نداشته و بر علیه صادر کنندگان آن اعلام جرم نموده اند مگر آقای جاسبی کارشناس دایره جعل اداره آگاهی می باشد. که جعلی بودن آن را تشخیص دهد.ثالثا اظهارات سلیمی نمین درباره هادوی ،شخصی که در کمال سلامت عقل مقداری از زمینهای خود را به دانشگاه آزاد بخشیده و بعد از آن دانشگاه آزاد با ضرب و شتم و تهدید و ارعاب در تصرف مقدار باقیمانده آن از دست آقای هادوی و خانواده اش بر آمده ،کاملا بی پایه و اساس بوده و در جهت فریب افکار عمومی می باشد.اصل ماجرا از این قرار می باشد که: بعد از بخشیدن مقداری از اراضی ملکی آقای هادوی توسط ایشان به دانشگاه آزاد ،درخواستی از جانب دانشگاه آزاد مبنی بر فروش بقیه اراضی باقیمانده به جهت گسترش واحد علوم و تحقیقات و با قیمتی بسیار مناسب ارسال میگردد که پس از موافقت آقای هادوی، انتقال سند به صورت رسمی انجام گردیده و ایشان پول خود را تمام و کمال دریافت می کنند،تا اینجای مطلب همه چیز خوب پیش می رفت اما عده ای که از سر نا آگاهی فکر می کردند که این زمینها و عواید و منفعت حاصل از آن در جیب مدیریت دانشگاه آزاد می رود، دست به کار شده و با تحریک هادوی و خانواده اش سناریویی خنده آور و در عین حال تلخ را رقم زدند، در اینجا بود که هادوی با چنین تحریکاتی به صرافت افتاده عطای بخشش زمین به دانشگاه آزاد را به لقایش بخشیده و دست از جان شسته و خود را اسیر دستان نا بخردان کرده و کارگردانی و بازیگری فیلمی مستند و غیر وا قعی از ضرب و شتم خود و خانواده اش به توسط دست اندر کاران دانشگاه آزاد را عهده دار شد. دست آخر اینکه بعد از نقل و انتقال قانونی اراضی و پرداخت پول به هادوی ایشان حاضر به تخلیه زمین مورد نظر نبود و دانشگاه آزاد نیز از حق طبیعی خود سود جسته و با شکایت در محاکم قضایی اقدام به تخلیه آن نمود که در این بین هادوی و خانواده اش سعی در مظلوم نمایی و پایمال شدن حقشان در طی این روند بوده و هستند حال کجای این پروسه بی عدالتی و پایمال شدن این حق است جای بسی تامل و تفکر دارد. 5-مطلب چاپ شده در تاریخ بیست و نهم مهرماه در صفصه پنجم روزنامه ایران مبنی بر اظهارات آقای زاکانی در مورد "تفویض اختیارات آقای جاسبی به برادرش در سال 84" ،آقای زاکانی که خود را رییس هیات تحقیق و تفحص از آموزش عالی در مجلس هفتم می دانند از همگان بیشتر به این موضوع اشراف دارند که در موسسات غیر انتفاعی و غیر دولتی ،رییس انتخابی از طرف هیات امنا حتی حق مالکیت یک خودکار ناقابل را هم ندارد و در این دست موسسات این اشخاص نیستند که مالکیت املاک و اموال منقول و غیر منقول آن را بعهده دارند بلکه کلیت آن نهاد یا موسسه، حاکم مطلق تمامی اموال و عواید حاصل شده را عهده دار بوده که در اینجا همانا مردم می باشند.لازم به ذکر است که تمامی وسایل نقلیه موتوری اعم از انواع موتور سیکلت و اتومبیل و همینطور کلیه اراضی و املاک و اموال دانشگاه آزاد به نام "دانشگاه آزاد"سند خورده و کوچکترین مالکیتی که به نام شخصی خاص ، حتی خود آقای جاسبی در دانشگاه آزاد ثبت گردیده باشد وجود ندارد که بارها اسناد و مدارک آن بررسی و صحت و شفافیت آن به تایید مسوولین ذیربط رسیده است.ممکن است آقای جاسبی در مورد انجام کاری شخصی مثلا پرداخت قبوض بانکی و یا به نام زدن سیم کارت موبایل و مشغله هایی از این دست به برادرش وکالت کاری داده باشد اما امکان اینکه بخواهد اختیاراتی که منحصرا به خودش تعلق دارد را به برادرش تفویض کند، بر طبق اساسنامه دانشگاه آزاد عملا چنین امکانی وجود ندارد پس اظهار نظر در چنین مواردی خاصه از جانب نمایندگان محترم مجلس دقت بیشتری می طلبد.
این چند سطر حاصل چند وقت تحقیق و مطالعه در این زمینه بوده که نه از باب حمایت از دانشگاه آزاد و مدیریت آن صورت گرفته باشد بلکه صرفا برای اعتلای حق و حقیقت نگاشته شده است.